آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره

آبتین عزیز دل مامان

سوغاتی

بالاخره دایی جون و خاله نسترن امتحاناشون رو دادن و برگشتن . همه ما مخصوصا آبتین دلمون خیلی براشون تنگ شده بود. اینم سوغاتی های آبتین خاله نسترن و دایی جون دستتون درد نکنه این ماشین رو دایی جون اورده این کفشهای خوشگل رو خاله نسترن وقتی آبتین این کفشها رو می پوشه احساس می کنم با یه مرد کوچیک دارم قدم می زنم. اینم یه عالمه خوراکی خوشمزه: یه توپ بره ناقلای خوشگل: میمون کوچولو و مورچه نازنازی: و در آخر.... ...
24 تير 1392

کلاس نقاشی

یه ماهی بود که آبتین می رفت کلاس نقاشی و خیلی هم بهش خوش می گذشت . اما چون هوا خیلی گرم شده و ممکنه که گرمازده بشه فعلا دیگه نمیره .... تو خونه نقاشی  می کشه میگه مامان نسیم تو بشو خانم محکی ( مربی نقاشی) . ...
24 تير 1392

پازل جدید

اینم پازل جدید آبتین که ماشالله پسرم خوشگل حلش می کنه. آفرین پسر باهوشم ...
24 تير 1392

آبتین مهربون

بوسم می کنهو میگه : مامان نسیم به اندازه ماه و خورشید دوست دارم. عزیز دلم منم تو رو دوست دارم. عاشقتم می میرم برات امیدم
8 تير 1392

فضاپیما

روز پنجشنبه من و آبتین داشتیم می رفتیم که به قول آبتین یه دوری بزنیم . و من داشتم بهش می گفتم آبتین جون اگه غذاتو خوب بخوری زودتر بزرگ می شی بعدش تو منو می یاری بیرون و می بری گردش. بعد از چند دقیقه آبتین گفت : مامان یه چیزی برام بگیر تا باهاش برم فضا. دو تایی بریم فضا . یه خونه بگیریم تو ماه و زندگی کنیم. حالا قراره من براش یه فضا پیما بخرم و با هم بریم تو ماه زندگی کنیم.
8 تير 1392

صلوات

آبتین جون اینطوری صلوات می فرسته: الهم صل علی محمد و اله پیغمبر حالا اینو چطور یاد گرفته خدا می دونه...  
8 تير 1392

سربه سر گذاشتن آبتین

آبتین یاد گرفته می یاد جلو بهت میگه : بگو تشت............ بشین برو توش رشت بگو لوبیا.............. فردا زود بیا بگو دوچرخه ........... سبیل بابات می چرخه بگو فتیله .................. فردا تعطیله بگو شامپو ................ بیا بغلم گامپو اینا رو به ترتیب و تند تند می گه و بعدشم غش میکنه از خنده
4 تير 1392

هدیه باباجون

پنجشنبه وقتی باباجون اومد خونه برای آبتین یه ماشین آتش نشانی خیلی خوشگل خریده بود. باباجون دستت درد نکنه ...
4 تير 1392
1